السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1206

تعليقات نقض ( فارسى )

و قد أخرجت هذا الحديث مسندا في كتاب الفوائد . چون مذكور شد در حديث صحيح كه نماز حضرت سليمان فوت شد و حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد ياد كرده است و عامّه تفسيرهاى باطل كرده‌اند ؛ سخن خود را مىگويد موافق قانون محدّثين ، چون محدّثان هرچه نقل مىكنند سخن معصومين است هرگاه خواهند كه سخنى از خود گويند به اين عنوان مىگويند كه مصنف اين كتاب مىگويد كه : جاهلان از اهل كتاب كه يهود و نصارى باشند اين حكايت را چنين نقل كرده‌اند و جاهلان اهل سنّت نيز متابعت ايشان كرده‌اند و چون مصنّف ملاحظه از سنّيان فى الجمله مىكند اين معنى را نسبت بيهود و نصارى داده است بعنوانى كه سنّيان نيز داخلند بلكه از تفاسير اهل البيت ظاهر مىشود در همه جا كه حق سبحانه و تعالى صريحا خطاب و عتاب با يهود يا نصارى يا هر دو دارد كنايه با منافقان دارد . ( تا آنكه گفته ) مجملا مصنّف اين كتاب « من لا يحضره الفقيه » كه محمّد بن علىّ بن بابويه است مىگويد كه : جهّال اهل كتاب به گمان باطل خود چنين نقل كرده‌اند كه : حضرت سليمان - صلوات اللّه عليه - در روزى از روزها مشغول شد به آنكه اسبان را بر او عرض مىنمودند تا آفتاب فرو رفت و نماز آن حضرت فوت شد پس حضرت سليمان بخاطرش آمد كه نماز نكرده بشومى اسبان ، امر كرد تا اسبان را برگردانيدند و همه را كشت به آنكه بعضى را پى كردند و بعضى را گردن زدند و آن هزار اسب بود كه از حضرت داود به آن حضرت رسيده بود بميراث ، يا از غنايم شام يافته بود ، و بعضى گفته‌اند كه : اسبان دريائى پرنده بودند كه جنّيان برسم هديّه از جهت آن حضرت آورده بودند و حضرت سليمان گفت كه : چون اين اسبان مرا از ياد خدا بازداشت اينها را كشتم و گوشتهاى آن را تصدّق نمودند و قريب به اين را نيز ذكر كرده‌اند بسيارى از سنّيان . و آنچه گفته‌اند خلاف واقع است و حاشا كه حضرت سليمان كه پيغمبر خدا